مقالات نجومی تهیه شده توسط اعضا فعال انجمن نجوم نیشابور

آیا ما تنها هستیم؟!(یوفو یا فرازمینی)

مقدمه:

ما آدمیانی هستیم که در سیاره زمین، در نزدیکی ستاره ای حیات بخش به نام خورشید خانه گزیده ایم. ماه و سایر سیارات منظومه شمسی در کنار ما، همانند یک خانواده، روزگار می گذرانند و همه ما در محله ای به نام بازوی دوم کهکشان راه شیری، به زندگی خود ادامه می دهیم.

اما در این محله و حتی خارج از این محله همسایگانی داریم که برای دیدن آن ها باید هزاران سال در حرکت باشیم. ستارگان و سیاراتی که تنها تصویر آن ها را دیده ایم و گاهی با استفاده از طیف سنج ها خصوصیات آن ها را درک کرده ایم! سیاراتی که ممکن است خانه ی گونه جدیدی از موجودات باشد! به راستی ممکن است سیارات همسایه، خالی از سکنه نباشند؟ ممکن است در این دنیای پهناور زمین و خورشید دیگری، پذیرای موجوداتی همانند ما باشند؟ آیا آنان از وجود ما، فرزندان زمین، مطلع هستند؟ تا به حال فکر کرده اید که شاید ما در کیهان تنها نباشیم؟

یوفو یا فرازمینی؟

به طور کلی یوفو ها با فرازمینی ها متفاوت هستند. یوفو از نظر لغوی (UFO: unidentified flying object) به معنای اشیا پرنده ناشناس است که این اشیا شبیه به اشیا ساخته شده به دست بشر نیست.

گزارش های مربوط به یوفو ها نیز در طول زمان یکسان نبوده و در سال اخیر این گزارشات رشد عجیبی داشته اند.

یوفو یا فرازمینی
نمودار گزارشات مربوط به یوفو ها

یوفو ها نیز مانند ما انسان ها دوره تغییرات داشتند و تغییر شکل آن ها برای آدمیان واضح بوده است. آن ها در ابتدا به شکل سیگار برگ بوده اند و امروزه بیشتر شبیه به نور هستند.

یوفو یا فرازمینی
نمودار اشکال گزارش شده از مشاهده یوفوها

فرازمینی ها یا با اختصار ای تی ها(ET) موجوداتی هستند که وجود آن ها هنوز اثبات نشده است. هر چند از گذشته تاکنون افسانه ها و داستان های زیادی پیرامون ای تی ها گفته شده است اما هنوز هیچ مدرکی دال بر وجود این موجودات وجود ندارد.

تاریخچه یوفو ها:

واژه یوفو در سال ۱۹۵۳ اولین بار توسط نیروی هوایی ایالت متحده ابداع شد و به معنای هر نوع هواپیما یا موشک است که با نمونه های شناخته شده مطابقت نداشته باشد.

بیش از ۹۰ درصد مطالعات روی یوفو ها نشان می دهد، اشیائی معمولی بوده اند؛ مثل شهاب سنگ، دنباله دار، بالون، ماهواره و…اما ۱۰ درصد باقی مانده هیچ توجیه قابل قبولی نداشتند.

در دوران قبل از میلاد این پدیده ها، نماد های ماورایی، فرشتگان یا سایر سنبل های مذهبی شان بوده اند. اما برخی از محققان یوفو، شباهت هایی بین نماد ها و نقاشی های مذهبی بر روی دیواره ی غار ها و گزارش امروزی یوفو ها یافتند که شک وجود یوفو ها را به واقعیت نزدیک تر می کند!

اما باید دقت کنیم که ادعا های خارق العاده نیازمند شواهد فوق العاده هستند :)

نمونه هایی از یوفو های مشاهده شده:

در طول تاریخ به طور مداوم در نقاط مختلف کره زمین، گزارش هایی از مشاهده یوفو ها بوده است.

در کتاب توطئه پرواز نوشته دونالدکیهور نمونه ای از این گزارش ها آمده است.

” در عصر روز ۲۳ نوامبر سال ۱۹۵۳، وقتی در میشیگان خورشید غروب کرده بود، ناگهان یک سیگنال ناشناخته روی صفحه رادار مشاهده شد. این شی در مکانی در حال پرواز بود که هیچ هواپیمایی نزدیکش نبود. بلافاصله یک هواپیما به آن منطقه اعزام می شود. هواپیما هر چه به سمت شی ناشناس حرکت می کند، آن شی تغییر مسیر می دهد و به سمت دریاچه سوپریر حرکت می کند و جت با سرعت ۶۷/۸۰۴ کیلومتر بر ساعت در حال تعقیب آن بوده است. بعد از ۹ دقیقه تعقیب، خلبان در حال مکالمه با برج مراقبت بوده است که ناگهان ارتباط او قطع می شود.

(هدف باید بصری باشد، هنوز هم تحمل………………..)

این جمله ای بود که هیچگاه خلبان نتوانست آن را کامل کند. روی رادار برج مراقبت ناگهان دو هدف به هم برخورد کرده، ادغام می شوند و از دید همگان ناپدید می شوند. بعد از این اتفاق، بلافاصله هواپیما های جست و جوگر، جست و جوی خود را آغاز کردند؛ اما هیچ ردی از مردان مفقود شده، جت یا یوفو پیدا نشد.”

یا نمونه دیگر آن در شهر نورمبرگ…

” در روز ۱۴ آوریل سال ۱۵۶۱ ساکنان شهر دیدند که یک شی مثلثی سیاه بزرگ، در آسمان پدیدار شده است. به گفته شاهدان عینی، صد ها کره و سیلندر به طور نامنظم در بالای آن شی عجیب پرواز می کردند.”

” گزارشی از یوفو در اواخر سال ۱۹۲۶ بیان شده است. به گفته خلبان یک هواپیما، هنگام پرواز توسط یک شی بزرگ استوانه ای و بدون بال مجبور به فرود شده است.”

با توجه به این گزارش ها تحقیقات زیادی پیرامون نظریه یوفو صورت گرفت. یکی از رسمی ترین و بزرگ ترین این تحقیقات پروژه ی Blue book بوده است. این پروژه در پی به تحقق رساندن دو هدف بوده است:

۱- یافتن این پرسش که آیا یوفو ها تهدیدی برای امنیت ملی بوده اند یا خیر؟

۲- تحلیل علم تمامی داده های مربوط به یوفوها.

نتیجه این پروژه این بوده است که یوفو ها هیچ خطری برای بشریت ندارند. اما عده ای با این نتیجه گیری موافق نبودند. پس مراکز تحقیقاتی خصوصی مثل MUFON تاسیس شد.

بنابراین عده ای موافق وجود یوفو و عده ای مخالف وجود یوفو هستند و آن ها برای اثبات دلایل خود مدارکی را ارائه می کنند. حال به بررسی این مدارک می پردازیم.

موافقان نظریه یوفو:

طرفداران یوفو ها معتقد هستند که دولت ها و سیاستمداران به ویژه مقامات واشنگتن وجود موجودات فرازمینی و یوفو ها را سرکوب میکنند. بعضی دولتمردان بیان می کنند که علیرغم ادعا های عمومی هیچ یوفو و شی ناشناسی وجود ندارد. اما موافقان نظریه یوفو ادعا می کنند که دولت ها صریحا اجازه آدم ربایی را به بیگانگان می دهند. افرادی که علنا اظهار داشتند که شواهد یوفو ها در حال سرکوب است، سناتور ها و دریاداران انگلیسی و آمریکایی بوده اند اما آن ها هیچ گونه مدرکی برای اثبات گفته خود نداشتند.

طرفداران نظریه یوفو مدارک خود برای اثبات یوفو را به صورت زیر ارائه می دهند:

۱- مشاهدات شاهدان:

مشاهدات عینی بسیاری در طول تاریخ گزارش شده که یک نمونه جدید آن در زیر آورده شده است.

اسکات وارنینگ از ایستگاه فضایی یک جسم ناشناس را مشاهده میکند که در حال پرواز در نزدیکی جو زمین است. او می گوید: در ابتدا تصور کردم که کپسول یا ماهواره است ولی سرعت آن جسم در حال افزایش بود و بعد از ۲۲ دقیقه شلیک شد و به عمق  فضا رفت. او بیان میکند که اگر کپسول باشد، باید به سمت زمین سقوط کند اما این جسم کندو مانند ناشناس که به بزرگی یک اتوبوس بود به عمق فضا رفت.

۲- اثرات مغناطیسی:

از مجموع ۱۳۰۰ گزارشی که از هواپیما ها بوده است، ۵۷ عدد آن یعنی ۴/۴ درصد گزارش یک شی ناشناخته داده اند که اثرات الکترومغناطیسی داشته است. این اثرات وقتی نمایان شده اند که شی ناشناس در کنار هواپیمای آن ها بوده است. این اثرات می توانند تداخل رادیویی یا خرابی کامل، تداخل جهت گیری خودکار، توقف موتور، کم شدن نور چراغ و … باشند. با دور شدن شی ناشناس اثرات الکترو مغناطیسی نیز کم کم از بین می رفتند.

اگر مشکلات به وجود آمده به دلیل نقص هواپیما بوده باشد، قطع موتور و رادیو هم زمان رخ می داده است اما در این گزارش ها ابتدا رادیو قطع شده است و بعد موتور!

۳- اثرات فیزیکی:

با توجه به گزارش های به دست آمده، این اثرات می توانند به صورت سوختن چمن و از بین رفتن پوشش گیاهی باشند.

۴- اثرات فیزیولوژیکی:

به دلیل اثرات مغناطیسی موجود، اگر یوفو ها در نزدیکی محل زندگی انسان ها باشد، ممکن است روی میدان دید و حال عمومی افراد اثراتی دیده شود. این آسیب ها به صورت زیر طبقه بندی می شوند:

الف) آسیب های طبیعی موقت: حالت تهوع، سرگیجه، سوزن سوزن شدن، شوک برقی، احساس گرما، کوری، درک بو و صدا، فلج شدن.

ب) اثرات مزمن تر: ضایعات پوستی و سوختگی شدید.

ج) آدم ربایی

د) مشاهدات ماورا الطبیعی

به طور مثال: در دسامبر سال ۱۹۷۰ در یک کلبه خانواده ای ۹ نفره خواب بوده اند. ناگهان با یک صدای بلند و هولناک و یک نور خیره کننده از خواب بر می خیزند. در آن لحظه آن ها احساس گرمای شدید کردند و پس از آن همگی دچار استفراغ، تورم لب، لک های پوستی و ریزش مو شدند. پس از ۱۰ روز تمامی درختان آن منطقه خشکیدند.

مخالفان نظریه یوفو:

 نیویورک تایمز مقاله ای تحت عنوان “موجودات بیگانه در نیویورک” به تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۱۷ منتشر کرده و از دولتمردان پرسیده است که آیا در منطقه ۵۱ (منطقه ای سری در آمریکا) واقعا موادی وجود دارد که آن ها قادر به شناسایی آن ها نباشند؟ این روزنامه داستان و مقاله ای منتشر کرد که طبق آن، دولت آمریکا در فاصله بین سال های۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ مبلغ ۲۲ میلیون دلار به پروژه یوفوها اختصاص داد.

این مقاله سه دلیل را بیان می کند که موافقان یوفو به آن ها معتقد هستند.

۱- بسیاری از افراد عالی رتبه در دولت فدرال به وجود یوفو ها معتقدند.

۲- خلبانان ارتش فیلم هایی از یوفو ها ضبط کرده اند که نشان می دهد آن ها از تمام هواپیماهای شناخته شده انسانی پیشی می گیرند و به روش هایی تغییر جهت می دهند که هیچ هواپیما و جنگنده انسانی تا امروز نتوانسته این کار را انجام دهد.

۳- گروهی هستند که آلیاژها و موادی را جمع آوری می کنند که گمان می رود مربوط به یوفوهاست.

پس از آن این مقاله شروع به نقض می کند.

در عجیب بودن موارد ۱ و ۲ شکی نیست ولی با این حال قانع کننده نیستند. این مورد که خلبان ها قبلا پدیده ها و اشیا عجیب و غریب را مشاهده کرده بودند از قبل مشخص بود ولی دیده های خلبانان گاهی با توجیهات غیر بیگانگان قابل حل بود. به خصوص مشاهدات در بالای جو. مانند بالون هوا، پرتاب موشک یا حتی فوران های خورشیدی.

با این حال مورد ۳ وقتی مدرکی در کار نباشد، کمی غیر قابل باور است.

ریچارد ساکلبن یک شیمی دان بازنشسته و عضو هیئت متخصصان انجمن شیمیایی آمریکا، به Live science گفت: فکر نمی کنم این امر قابل قبول باشد که آلیاژهایی وجود داشته باشند که ما نتوانیم آن ها را شناسایی کنیم.

مای نیمان استاد گروه شیمی دانشگاه ایالتی اورگان به Live science گفت: دیتابیس های همه مراحل شناسایی فلز از جمله آلیاژها وجود دارد. این پایگاه داده ها شامل تکنیک های ساده برای شناسایی آلیاژ فلزی است.

در واقع نیمان گفت اگر آلیاژ ناشناخته ظاهر شود، عناصر تشکیل دهنده ی آن را میتوان تشخیص داد.

در کل آلیاژها به دو نوع کریستالی و غیر کریستالی تقسیم می شوند.

شبکه های تشکیل دهنده ی آلیاژ های کریستالی منظم و غیر کریستالی ها یا آمورف ها نامنظم.

یوفو یا فرازمینی

برای تشخیص عناصر آلیاژهای کریستالی از روشی به نام پراش پرتو x استفاده می کنند ولی در مورد آمورف ها این روند کمی متفاوت است.

نیمان گفت: این ها همه تکنیک های استانداردی هستند که در آزمایشگاه ها به کار گرفته می شوند. اگر باور ندارید می توانید آلیاژها را به هر دانشگاهی که تحقیقات در آن انجام می شوند و تجهیزات لازم را دارند ببرید و طی چند ساعت متوجه شوید که در آن آلیاژ ها چه عناصری وجود دارد.

او در ادامه گفت: اگر این فلزات از هواپیما های ناشناخته به زمین افتد برخی از آزمایشات پزشکی قانونی به بسیاری از سوالات  درباره ی آن هواپیما پاسخ می دهد، درحالی که اسرار یوفو ها هنوز حل نشده! حتی اگر آلیاژی پیدا شود که ترکیباتش را نشناسیم و از خارج از جو به زمین آمده باشد، نمیتوان بلافاصله نتیجه گرفت که باقیمانده یک یوفو است. ممکن است باقیمانده  ی یک شهاب سنگ باشد!

نتیجه گیری:

بودن در جهانی عظیم و اندیشیدن درباره آن کار ساده ای نیست. گاهی انسان از این عظمت حیران می ماند! گاه تحمل نمی کند و تمام آن عظمت را رها می کند! و گاه استوار و ثابت قدم می ماند و در جهان بالای سر خود غرق می شود!

بعد از خواندن تمام آنچه گفته شد،تصمیم با شماست که آیا یوفو ها وجود دارند یا اینکه زاییده تخیلات ما هستند.

منابع:

گرد آورندگان: هدیه بکاولی، هدی بکاولی

پاسخ علمی به وضعیت ماه در رمضان ۱۳۹۸

شاید در این شب ها برای خیلی از افراد این سوال پیش آمده باشد که چرا ماه قبل از رسیدن به نیمه رمضان کامل دیده شده است برای پاسخ به این سوال برخی مقدمات باید گفته شود:

نکته اول در باب آغاز ماه رمضان است شروع ماه رمضان در کشورهای اطراف ایران بر مبنای دیدن هلال ماه نیست و صرفاً وقوع مقارنه قبل از غروب خورشید در شهر مکه را ملاک آغاز ماه قمری می دانند.(نکته :در تقویم قمری روز با غروب خورشید روز قبل آغاز می شود)
اما در کشور ایران و کشورهای شیعه شروع ماه قمری منوط به دیدن هلال ماه است .هلال ماه رمضان امسال یک هلال در اصطلاح علمی بحرانی بود و امکان دیدن آن حتی با وسایل اپتیک قوی کار بسیار مشکلی بود. که اگر دیده میشد رکورد رویت هلال در بعضی از آیتم ها رویت در دنیا شکسته میشد .
اما این هلال در ایران دیده نشد ولی در کشور عربستان صرفاً به دلیل وقوع مقارنه قبل از غروب خورشید(یعنی روز یکشنبه۱۵ اردیبهشت) روز بعد اول ماه رمضان اعلام گردید و در کشور ایران روز بعد(دوشنبه ۱۶ اردیبهشت) با رویت هلال فردای آن به عنوان اول ماه رمضان اعلام گردید.

پاسخ علمی به وضعیت ماه در رمضان 1389
پاسخ علمی به وضعیت ماه در رمضان ۱۳۹۸

با توجه به همین قانون که عربستان رویت هلال را ملاک نمی داند در پایان این ماه نیز آنها زودتر عید فطر اعلام خواهند کرد. چون مقارنه قبل غروب خورشید ۱۳ خرداد در مکه رخ خواهد داد اما هلالی تشکیل نشده که دیده شود پس ۱۴ خرداد عید فطر عربستان و کشورهای تابعه خواهد بود.
به عبارتی تغییر در آغاز ماه رمضان تغییری در پایان آن برای ایران ایجاد نمی کند .چون در هر صورت هلال در ایران در غروب روز ۱۴ خرداد دیده خواهد شد پس ۱۵ خرداد عید فطر خواهد بود.
بنابراین رمضان چه روز ۱۶ اردیبهشت شروع می شد و چه ۱۷ اردیبهشت در پایان آن تغییری ایجاد نمی شد و صرفا ماه رمضان از سی روز به ۲۹ روز کاهش یافته است.

اما می رسیم به سوال اصلی چرا ماه در دو شب کامل دیده شد؟

با توجه به بحرانی بودن وضعیت مداری ماه در ماه رمضان امسال تغییراتی در کامل شدن ماه نیز رخ داده است. خصوصا اینکه در این ماه در هنگامی که ماه بدر تشکیل می شد ماه در نزدیکترین وضعیت خود نسبت به زمین(حضیض) قرار گرفته بود یعنی ماه از تمام وضعیت های بدر خود بزرگتر دیده می شد در اصطلاح به این ماه اَبَرماه گفته می شود.
به دلیل اینکه ماه در نزدیک ترین وضعیت خود نسبت به زمین است بنابراین ما ماه را به طور طولانی تری کامل می بینیم. یعنی ممکن است در دو شب متوالی احساس کنیم ماه به شکل بدر کامل است.

در غروب روز شنبه ۲۸ اردیبهشت برابر با ۱۲ رمضان (که در واقع ۱۳ رمضان آغاز شده چون گفتیم که با غروب خورشید روز جدید قمری آغاز می شود) ماه به شکل بدر در آسمان دیده می شد اما ماه هنوز کامل نشده بود.

پاسخ علی به رویت هلال
پاسخ علمی به وضعیت ماه در رمضان ۱۳۹۸

چون ماه در وضعیت مداری خود در ساعت ۱:۵۰ بامداد روز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت به وضعیت کامل خود می رسید بنابراین در غروب روز یکشنبه ما ماه را به طور کامل می بینیم در عین حالی که شب گذشته نیز چنین وضعیتی تکرار شده بود.
یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳ رمضان بوده است بنابراین غروب روز یکشنبه آغاز ۱۴ رمضان است و ما در آن شب ماه را کامل و به شکل بدر مشاهده کرده ایم و این هیچ مغایرتی با وضعیت آغاز شروع ماه ندارد .
ماه در شب چهاردهم به شکل بدر بوده است بنابراین دوشنبه ۳۰ اردیبهشت برابر با ۱۴ رمضان است.

علیرضا خماریان
منجم آماتور و عضو گروههای رصدی ستاد استهلال کشور

کسوف و خسوف

به طور کلی در هنگام خورشید گرفتگی(کسوف ) و ماه گرفتگی (خسوف) دو حالت می تواند بین زمین ماه و خورشید رخ دهد.

۱. زمین بین ماه و خورشید قرار می گیرد (تصویر زیر)

در این حالت خسوف یا ماه گرفتگی رخ می دهد. این نکته را در نظر داشته باشید که این حالت فقط زمانی رخ می دهد که ماه کامل باشد اما این سوال به وجود می‌آید که چرا با اینکه هر ماه, یک ماه بدر داریم شاهد ماه گرفتگی نیستیم؟ علت این پدیده به انحراف مداری ۴.۱۵ درجه ای ماه نسبت به مدار گردش زمین به دور خورشید بر میگردد در حقیقت ماه خورشید و زمین همیشه در یک راستا قرار نمیگیرند و این باعث می شود که در هنگام ماه بدر (کامل) گاهی ماه بالاتر یا پایین تر از مخروط سایه زمین عبور کند . تصویر زیر درک این پدیده را بسیار راحت میکند

ماه گرفتگی ها سه نوع هستند:

۱. ماه گرفتگی نیم سایه ای:

این نوع ماه گرفتگی ها معمولاً با چشم انسان محسوس نیستند و زمانی رخ می دهند که ماه از نیم سایه زمین عبور کند.

۲.ماه گرفتگی جزئی:

در این نوع از ماه گرفتگی ماه از مخروط تمام سایه زمین عبور می کند اما تمام سایه زمین، ماه را به طور کامل نمی پوشاند

۳. ماه گرفتگی کامل:

در این گرفتگی همانطور که از نامش پیداست ماه از تمام سایه زمین به طور کامل عبور می کند به طوری که تمام سطح ماه سرخگون می شود .(علت این پدیده شکست پرتوهای خورشید در جو زمین است)

اگر تمایل دارید از ماه گرفتگی های آینده ایران و جهان مطلع شوید حتما ادامه این مقاله را مطالعه فرمایید

۲ .ماه بین زمین و خورشید قرار می گیرد

در این حالت خورشید گرفتگی یا کسوف ذخ می دهد. در این حالت موقعیت ماه کاملا برخلاف موقعیتش در حالت قبل است به طور که فقط در ماه نو یا همان روز اول ماه قمری شاهد کسوف هستیم. اینکه باز هم چرا هر ماه شاهد این پدیده نیستیم را همان قضیه انحراف مداری ماه توجیه می کند اما سوال دیگری که وجود دارد این است که چرا کسوف از خسوف کمتر رخ می دهد؟ علت آن کاملاً روشن است زیرا اندازه ی ماه و در نتیجه سایه آن از زمین و سایه اش بسیار کوچکتر است و قضیه انحراف مداری را تثبیت می کند.

 خورشید گرفتگی ها نیز مانند ماه گرفتگی ها سه نوع دارند

۱ کسوف حلقوی:

در این حالت به دلیل دور بودن ماه از زمین, تمام سایه ماه به زمین نمی رسد به گونه‌ای که اگر ماه کمی به زمین نزدیک تر بود ما در زمین شاهد کسوف کامل بودیم.  این نوع  خورشید گرفتگی به این شکل است که ماه در مرکز خورشید قرار گرفته و خورشید مانند حلقه ی آتشین دیده می شود.

۲ .کسوف جزئی:

در این نوع از کسوف قسمتی از ماه روی خورشید را می پوشاند یا به عبارتی شما در نیم سایه ماه که به روی زمین افتاده است قرار گرفته اید و این امر باعث می شود که خورشید گرفتگی را ناقص ببینید.

۳ خورشید گرفتگی کلی :

در این نوع کسوف ماه کاملا خورشید را پوشانده و هوا اصطلاحاً گرگ و میش می شود و اگر ستاره پرنوری در آسمان وجود داشته باشد دیده می شود. در این نوع از خورشید گرفتگی شما در تمام سایه ماه که بر روی زمین افتاده قرار گرفته اید


کسوف کلی ۳۰ امرداد ۱۳۹۶ در امریکا.
 عکس: بابک امین تفرشی

در ادامه قصد معرفی سایتی را داریم که خورشید گرفتگی ها و ماه گرفتگی های آینده جهان را با بیشترین دقت پیش بینی کرده Www.eclipsewise.com اگر این سایت را باز کنید, لیستی برای شما به نمایش در خواهد آمد که گزینه(solar eclipse)نشان دهنده خورشید گرفتگی ها و گزینه (lunar eclipse)نشان دهنده ماه گرفتگی هاست

این عکس یک نمونه از پیش بینی خورشید گرفتگی های این سایت است که مربوط به خورشید گرفتگی سی ام اسفند سال ۱۴۱۲ است که در ایران نیز به طور کلی قابل مشاهده است.  مسیر آبی نشان دهنده مسیر تمام سایه ماه است که در هنگام خورشید گرفتگی از روی زمین عبور خواهد کرد(اگر در این ناحیه باشید کسوف کلی دیده میشود) و اطراف مسیر آبی نیز مربوط به نیم سایه ماه است که هر چه از مسیر آبی دور تر باشید ماه گرفتگی را جزئی‌تر خواهید دید.

این تصویر هم نمونه ای از پیش بینی این سایت برای ماه گرفتگی هاست که مربوط به طولانی ترین ماه گرفتگی قرن یا همان ماه گرفتگی ۵ مرداد سال ۱۳۹۷ است. در زیر تصویر نقشه ای از جهان را مشاهده می کنید که در محدوده سفید رنگ , ماه گرفتگی قابل مشاهده و در محدوده سیاه رنگ,  ماه گرفتگی غیر قابل مشاهده می باشد . در قسمت بالای تصویر هم محدوده قرمز رنگ نشان دهنده تمام سایه زمین و محدوده ی خاکستری رنگ محدوده نیم سایه زمین را نشان می دهد .

نویسنده: محمد حسین سنائی پور

ستاره‌ ی صبحگاهی و ستاره‌ی شامگاهی چه هستند؟

همه چیز ابتدا از سیاره‌ی ناهید شروع شد

در اصل، عناوین «ستاره‌ی صبحگاهی» و «ستاره‌ی شامگاهی» تنها برای نورانی‌ترین سیاره‌ یعنی سیاره‌ی زهره(ناهید) به کار می‌رفت.سیاره‌ی زهره بسیار درخشان‌تر از ستاره‌های حقیقی آسمان بوده، چشمک نمی‌زند بلکه با نوری ثابت و نقره‌فام نورافشانی می‌کند. رصدگران باستانی که به حرکت ناهید نسبت به ستارگان پس‌زمینه‌اش( هنگام صبح در افق شرقی و هنگام غروب در افق غربی بود) پی برده بودند، خیلی زود متوجه سیار بودن این سیاره شدند. نیکولاس کامیل فلاماریون، ستاره‌شناس فرانسوی در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ از سیاره‌ی زهره با نام «ستاره‌ی شبان(چوپان)» یاد می‌کرد، خود من(نویسنده) سیاره‌ی ناهید را «نور شبِ آسمان» می‌نامم. حال، اگر تنها ناهید را در نظر بگیریم، فهم ریشه‌ی عناوین ستاره‌ی صبحگاهی و ستاره‌ی شامگاهی آسان‌تر می‌شود.

البته، ناهید تنها سیاره‌ی سیار در آسمان نیست، چهار سیاره‌ی دیگر نیز قابل مشاهده با چشم غیرمسلح هستند(پنج سیاره، اگر اورانوس را هم که در شب های صاف و تاریک به سختی دیده میشود حساب کنیم). اما تفاوت این است که، با استثنا قائل شدن برای سیاره‌ی مشتری و در اوقات خاصی نیز سیاره‌ی مریخ، هیچ سیاره‌ی دیگری رفتار ناهید را از خود نشان نمی‌دهد. گرچه، از زمانی به بعد عناوین ذکر شده به صورت جمع مورد استفاده قرار گرفتند تا چهار سیاره‌ی دیگر نیز با عناوین «ستارگان صبحگاهی» و «ستارگان شامگاهی» شناخته شوند.

 تفاوت میان این دو اصطلاح بسیار دقیق است. برای مثال، طلوع در مشرق میان ساعات ۱۹:۳۰ و ۲۰:۳۰ به وقت محلی متعلق به سیاره‌ی مشتری می‌باشد. این سیاره بین ساعات ۰۱:۳۰ تا ۰۲:۳۰ بامداد به اوج ارتفاع خود در آسمان جنوبی رسیده و هنگام پایین رفتن در افق غربی هنگام سپیده‌دم همچنان قابل مشاهده است. بنابراین این سیاره‌ی غول‌پیکر در طول شب در موقعیت خوبی برای رصد قرار داشته و می‌توان تغییرات نوارهای ابری و چهار قمر آن را مشاهده کرد.

حال که مشتری برای بیشتر ساعات شب بالای افق می‌باشد واجد شرایط برای دارا بودن عنوان «ستاره‌ی شامگاهی» است، گرچه دقیقا به همین علت نیز میتوان به آن عنوان «ستاره‌ی صبحگاهی» را داد.

سیاره‌ی بعدی که می‌توان مشاهده کرد مریخ است که پس از ساعت ۰۰:۳۰ به وقت محلی طلوع می‌کند و هنگام طلوع خورشید در حال عبور از نصف‌النهار جنوبی می‌باشد. بنابراین سیاره‌ی سرخ باید یک ستاره‌ی صبحگاهی باشد.

برای سیارات عطارد و زهره هیچگاه چنین ابهامی وجود ندارد، زیرا سیارات ذکر شده هیچ‌موقع در آسمان فاصله‌ی چندان زیادی از خورشید نمی‌گیرند. در حقیقت، در دوران پیش از ظهور مسیح، این دو سیاره دو هویت -دو اسم- داشتند، زیرا هنوز این موضوع درک نشده بود که این سیارات به نوبت و بصورت متناوب در طرفین خورشید ظاهر می‌شوند. عطارد هنگامی که بعنوان یک ستاره‌ی صبحگاهی می‌درخشید با نام آپولو و زمانی که در آسمان شامگاهی ظاهر می‌گشت با نام عطارد(Mercury) خوانده می‌شد. سیاره‌ی زهره هنگام صبح با نام Phosphorus و هنگام شب به نام Hesperus خوانده می‌شد. باید از جناب فیثاغورث تشکر کنیم که حوالی قرن ۵ پیش از میلاد متوجه شد که فسفروس و هسپروس در حقیقت یکی هستند.

به علت اینکه سیارات عطارد و زهره در مدار نزدیکتری نسبت به مدار زمین به دور خورشید می‌گردند، این سیارات با عنوان « سیارات داخلی» شناخته می‌شوند. کشیدگی به زاویه میان خورشید و سیاره آنطور که از زمین قابل مشاهده است گفته می‌شود. هنگامی که عطارد یا زهره کشیدگی غربی با خورشید دارد، ستاره‌ی صبحگاهی بوده و زمانی که کشیدگی شرقی دارد ستاره‌ی شامگاهی می‌باشد.

عبور در مقابله

این قانون برای سیاراتی که دورتر از مدار زمین به دور خورشید می‌گردند نیز صادق است، این سیارات که مریخ، مشتری و زحل هستند «سیارات خارجی» نامیده می‌شوند. هنگامی که یک سیاره‌ی خارجی با خورشید در محل یکسانی از آسمان قرار دارد یعنی در مقارنه است. زمانی که یک سیاره خارجی دقیقا مقابل خورشید در آسمان قرار گرفته- یعنی هنگامی که زمین و یک سیاره‌ی خارجی هرکدام در یک طرف خورشید قرار دارند ولی هرسه در یک خط هستند- آن سیاره یک ستاره‌ی صبحگاهی نامیده می‌شود. در زمان مقابله، سیاره‌ی مورد نظر هنگام غروب خورشید طلوع کرده و زمانی که خورشید طلوع می‌کند غروب می‌نماید. از آن زمان به بعد، هنگامی که روز تمام می‌شود این سیاره طلوع کرده یا از قبل در آسمان حضور دارد و یک ستاره‌ی شامگاهی نامیده می‌شود.

بنابراین، اگر با این نام‌گذاری جلوتر برویم، سیاره‌ی زحل در تاریخ ۳ ژوئن- ۱۴خرداد ۱۳۹۵ و سیاره مشتری در تاریخ‌های ۸ مارس- ۱۸ اسفند و ۲۲ مه- ۲ خرداد ۱۳۹۵ وارد مقابله شده و ستاره‌ی شامگاهی می‌شوند با اینکه قبلا گفتیم سیارات مشتری، مریخ و زحل پیش از تاریخ مقابله‌شان هنگام شب نیز در آسمان قابل مشاهده هستند اما تا آن زمان، تمام این سیارات ستارگان صبحگاهی نامیده می‌شوند.